توییتر
گوگل پلاس
فیسبوک
تلگرام
پینتراست

وبلاگ

صفحه اصلی  /  مقالات آموزشی   /  سرمایه‌ گذاری ارزشی
سرمایه گذاری ارزشی

سرمایه‌ گذاری ارزشی

مغایرت‌ها

ایده پشت راهبردهای سرمایه‌ گذاری ارزشی بسیار ساده است: یافتن شرکت‌هایی که در حال معامله آن هم پایین‌تر از ارزش ذاتی خود هستند و سهام‌شان در بازار کم ارزش است. سرمایه‌گذارانی که از این راهبرد استفاده می‌کنند، بر این عقیده هستند که بازار به اخبار خوب و بد بیش از حد واکنش نشان می‌دهد و همین امر منجر به نوسانات قیمت شده که با اصول بلندمدت یک شرکت همخوانی ندارد. هنگامیکه قیمت‌ بصورت موقت کاهش پیدا می‌کند، فرصتی را برای سرمایه‌گذار ایجاد می‌کند تا به سود برسد (با این فرض که بازار خطای خود در ارزش‌گذاری را تصحیح می‌کند).

مغایرت ها

لازم به ذکر است که نظریه اصلی سرمایه‌ گذاری ارزشی در تناقض با فرضیه شناخته شده و بحث برانگیز بازار کارا (EMH) است. نظریه سرمایه‌ گذاری ارزشی این فرضیه را مطرح می‌کند که قیمت همیشه منعکس کننده تمامی اطلاعات مرتبط است و از همین رو ارزش ذاتی یک شرکت را آشکار می‌کند. سرمایه‌گذاران در حوزه فرضیه بازار کارا ادعا می‌کنند که خرید سهام کم ارزش یا فروش سهام با قیمت‌های متورم برای سرمایه‌گذاران غیرممکن خواهد بود چرا که سهام همیشه با ارزش منصفانه‌ای معامله می‌شود. با این حال بسیاری از سرمایه‌گذاران موفق، مانند وارن بافت (پیرو میلیاردر معروف، بنجامین گراهام، پدر سرمایه‌ گذاری ارزشی و نویسنده کتاب «سرمایه‌گذار باهوش: کتاب نهایی در سرمایه‌گذاری ارزشی»[ The Intelligent Investor: The Definitive Book on Value Investing]) ثابت کرده‌اند که سرمایه‌گذاری ارزشی می‌تواند یک روش سودآور در انتخاب سهام باشد.

خواندن این مقاله شاید برای شما جالب باشد : گرفتن وام مسکن

ارزش، نه آشغال

سرمایه‌گذاران ارزشی به دنبال سهامی با اصول مستحکم (مانند درآمد، سود سهام، ارزش دفتری و جریان نقدی) هستند که با توجه به کیفیت آنها با تخفیف به فروش می‌رسد. برای روشن شدن موضوع؛ سرمایه‌گذاران سهامی را به خاطر «ارزان» بودن آن خریداری نمی‌کنند بلکه سهام باید با قیمتی معقول نسبت به اصول آنها به فروش برسد.

یک مثال ساده: فرض کنید شرکت A و شرکت B هر دو معامله‌ای در حدود ۲۵ دلار برای هر سهم در سال گذشته داشته‌اند. قیمت هر سهم برای هر دو شرکت به طور ناگهانی تا ۱۰ دلار سقوط می‌کند. آیا این به آن معناست که سهام هردو به قیمت معقولی به فروش می‌رسد؟ مطمئناً خیر. نگاهی دقیق‌تر نشان می‌دهد که شرکت A با اصولی مستحکم و یک تیم مدیریتی قابل احترام پشتیبانی شده است. از سوی دیگر شرکت B از رهبری ضعیف و درآمد ناچیز خود رنج می‌برد. با این اطلاعات اضافی، می‌توان دریافت که شرکت A ممکن است یک سهام ایده‌آل برای سرمایه‌گذاران ارزشی داشته باشد چراکه اصول مستحکم آن نشان می‌دهد که افت قیمت ممکن است موقتی باشد اما شرکت B برای سرمایه‌گذاران ارزشی مناسب نیست چراکه رهبری و اصول ضعیف آن، نشان دهنده این است که قیمت آن معقول نبوده و حتی احتمال دارد بیشتر به سمت کاهش قیمت سهام پیش برود.

شرکت را بخرید نه سهام

مهم است که توجه داشته باشیم نگرش سرمایه‌ گذاران ارزشی به خرید سهام به معنای تملک آن شرکت است. برای یک سرمایه‌گذار ارزشی، سود با سرمایه‌گذاری در شرکت‌های با کیفیت بدست می‌آید نه در معامله. از آنجا که روش سرمایه‌گذاران ارزشی متکی بر تعیین ارزش دارایی پایه است، آنان به عوامل خارجی تأثیرگذار بر یک شرکت مانند نوسان بازار و نوسانات روزانه قیمت توجهی نمی‌کنند. این عوامل خارجی هیچگونه تأثیری بر ارزش‌های بلند مدت کسب و کار ندارند و کلاً به نفع اصول نادیده گرفته می‌شوند.

به دنبال چه چیزی باید بود

شما می‌توانید سهام ارزشمند را در هرگونه بورس اوراق بهادار (مانند بازار بورس نیویورک، نزدک و …) و در هر بخش مانند مالی، خدمات همگانی، خدمات مصرفی، انرژی، خدمات بهداشتی، صنایع، تکنولوژی، مخابرات، املاک و مستغلات یا مصالح بیابید. برخی از دستورالعمل‌های کلی که شما به عنوان بخشی از سرمایه‌ گذاری ارزشی خود به دنبال دیگر شرکت‌ها باید آنها را در نظر داشته باشید:

  • قیمت سهام که بیش از دو سوم ارزش ذاتی آن نیست. برای مثال اگر ارزش ذاتی ۳۰ دلار باشد، قیمت سهم نباید بیش از ۲۰ دلار باشد.
  • نسبت قیمت به درآمد (P/E) پایین. نسبت قیمت به درآمد، قیمت کنونی سهام یک شرکت را به نسبت درآمد هر سهم آن شرکت اندازه‌گیری می‌کند. این مسأله با تقسیم ارزش بازار به ازای هر سهم بر درآمدها به ازای هر سهم محسابه می‌شود. یک قاعده خوب برای سرمایه‌گذاران ارزشی این است که به دنبال سهام‌هایی با نسبت قیمت به درآمد کمتر از ۴۰ درصد از بالاترین نسبت قیمت به درآمد سهام در طول پنج سال گذشته باشند.
  • نسبت قیمت به ارزش دفتری (P/B) پایین. این معیار ارزش یک سهم بازار را با ارزش دفتری آن مقایسه کرده و با تقسیم قیمت کنونی و نهایی بر یک چهارم آخرین ارزش دفتری به ازای هرسهم محاسبه می‌شود. سرمایه‌ گذاران ارزشی بطور معمول به دنبال شرکت‌هایی هستند که نسبت‌ قیمت به ارزش دفتری آنها پایین‌تر از میانگین صنعتی قرار بگیرد.
  • نسبت پی‌ای‌جی (قیمت به درآمد به نرخ رشد PEG) پایین. این نسبت برای تعیین ارزش یک سهام با درنظر گرفتن رشد درآمدی یک شرکت مشخص می‌گردد. این مسأله با تقسیم نسبت قیمت به درآمد یک سهم بر رشد درآمدهای آن برای یک دوره زمانی خاص محصاسبه می‌شود. سرمایه‌گذاران ارزشی به طور معمول به دنبال نسبت قیمت به درآمد به نرخ رشد کمتر از یک هستند.
  • نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (D/E) پایین. نسبت D/E اهرم مالی یک شرکت را اندازه‌گیری کرده و با تقسیم میزان کل بدهی‌های یک شرکت بر حقوق سهام‌داران آن محاسبه می‌شود. نسبت D/E همانند خیلی از معیارهای دیگر تنها باید برای مقایسه شرکت‌ها در همان صنعت مورد استفاده قرار گیرد؛ زیرا در یک صنعت ممکن است یک D/E نسبتاً بالا رایج باشد اما در صنعت دیگر، یک D/E نسبتاً پایین عادی باشد.
  • یک بازده سهام که حداقل دو سوم بازده اوراق قرضه بلند مدت با درجه AAA است. برای مثال اگر اوراق قرضه بلند مدت AAA 3.61 درصد است، بازده سهام شرکت باید حداقل ۲.۳۸ درصد باشد.
  • رشد درآمدی حداقل ۷ درصد. همچنین در طی ۱۰ سال گذشته، بیش از ۲ سال نباید کاهش درآمدی کمتر از ۵ درصد داشته باشد.

حاشیه ایمنی در سرمایه‌ گذاری ارزشی

سرمایه‌ گذاری ارزشی موفق به تعیین یک ارزش ذاتی دقیق بستگی دارد که ممکن است گمراه کننده باشد. ایجاد یک حاشیه ایمنی برای خود ایده خوبی است، فرقی نمی‌کند این عدد را خودتان محاسبه کرده یا از منابع آنلاین مانند سایت MorningStar.com یا رویترز (Reuters) استفاده کنید. برای مثال اگر شما اطمینان دارید که ارزش ذاتی یک شرکت ۲۵ دلار به ازای هر سهم است، شما می‌توانید در تحلیل خود از ۲۱ دلار در هر سهم استفاده کنید. در این صورت اگر ارزش ذاتی سهم پایین‌تر از مقداری باشد که شما تخمین زده‌اید، حاشیه ایمنی به شما کمک می‌کند تا از پرداخت بیش از حد برای آن سهم خودداری کنید.

خواندن این مقاله شاید برای شما جالب باشد : راهنمای انتخاب سهام

ارسال نظر